تبلیغات
ایلام شهری گمشده در جنگ - مطالب مرداد 1392

ایلام شهری گمشده در جنگ

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

پایگاه اینترنتی نصر19 ایلام شهری گمشده درجنگ
جعبه حدیث

وصیت شهدا مهران دروازه ای به بهشت

اعزام کاروان راهیان نور شهرستان چرداول به مناطق عملیاتی مهران +عکس
 
 
مسئول اردویی وگردشگری سپاه ناحیه چرداول:100نفر از بسیجیان  خواهر شهر آسمان آباد در قالب کاروان راهیان نور به مناطق عملیاتی مهران اعزام شدند.

 در راستای ترویج فرهنگ ایثار وشهادت دربین آحاد مردم خصوصاً جوانان ونوجوانان  شهرستان چرداول دیروز(چهارشنبه 30/5/92 )تعداد 100نفر از بسیجیان شهر آسمان  اباد درقالب یک کاروان راهیان نور به ماطق عملیاتی مهران ،قرار گاه بانروشان اعزام شدند.

مسئول اردویی ناحیه افزود: پس اززیارت مرقد مطهر امام زاده علی صالح (ع) وبرگزاری نماز سپس برای  بازدید از منطقه عملیاتی قرارگاه  بانروشان  زائران اعزام شدند.

 



نوشته شده در 1392/05/31 توسط خادم شهدا
موضوع: جملات زیبا(متفرقه) -
دختر به مشهد رفت برای وارد شدن به حرم بهش چادر دادن موقع بازگشت به یکی از علما که اونجا بود گفت من الان از اینجا برم بیرون چادرم را بر میدارم
منو چطور متقاعد میکنی که همیشه چادر سر کنم؟
عالم گفت:قیامت را قبول داری؟
دختر گفت:بله
عالم گفت:شفاعت رو قبول داری؟
دختر گفت:بله
عالم گفت:قبول داری که بیشترین شفاعت بدست خانوم فاطمه ی زهراست
دختر گفت: قبول دارم
عالم گفت:شباهت هر چی بیشتر شفاعت بیشتر
دختر منقلب شد و همونجا به امام رضا قسم خورد که هرگز چادر از سر بر نداره
 
 


نوشته شده در 1392/05/30 توسط خادم شهدا
موضوع: نگارخانه -



نوشته شده در 1392/05/28 توسط خادم شهدا
موضوع: نگارخانه -

lkfu:

 

منبع:www.hasan321.blogfa.com



نوشته شده در 1392/05/28 توسط خادم شهدا
موضوع: اشنایی با یادمان های مهران(قلاویزان و...) -

شهرها یكی پس از دیگری می گذشت و هر چه به مقصد نزدیك و نزدیكتر می شدیم تپش های قلبم ، تندتر و تندتر می شد .

ایلام200 كیلومتر....مهران70 كیلومتر ...

نفس هایم تنگ تر و تنگ تر می شد و اشك هایم ناخودآگاه سرازیر می گشت و قلبم هر لحظه آشفته تر می شد .

مهران10كیلومتر ...

قلاویزان نقطه ایثار نزدیکترین نقطه به کربلا5کیلومتر

نوای مداح از سیستم پخش صوت اتوبوس شنیده می شد ...

شهید گمنام سلام .... خوش اومدی مسافر من ، خسته نباشی پهلوون ... شهید گمنام سلام ...

من نیز گمنام بودم !

گمنامی كه نامش در پس روسیاهی گم شده است .



نوشته شده در 1392/05/28 توسط خادم شهدا
موضوع: متفرقه (شهدا،مذهبی،,وصیت نامه شهدا،اخبارو.....) -

                                               

 

در مزرعه مشغول کار بود...ناگهان خبر ارتحال امام به گوشش رسید..

بر روی زمین نشست  و با صدای بلند گریه میکرد..

پدرش از او پرسید چرا اینگونه میکنی..مگر پدرت مرد؟؟؟

گفت بابا جان ای کاش پدرم میمرد و امام از دنیا نمی رفت

اگر پدر من میمرد تنها من داغدار میشدم اما الان همه شیعیان و مسلمانان داغدار شدند

راوی :: (خواهر شهید)

لحظه تدفین :

منبع :وبلاگ فرزند شهید (چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند



نوشته شده در 1392/05/28 توسط خادم شهدا
 
3رفیق، ۳ پا و عهدی که پایش ایستادند
 
 
۳ رفیق، ۳ پا و عهدی که پایش ایستادند
 
 
 


بـــرادرم در برجــــــــک سوختـــــ  مـــــن بـــــرج ســــــــاختــمــ

منبع:http://3jjil.blogfa.com/



نوشته شده در 1392/05/28 توسط خادم شهدا
موضوع: اشنایی با یادمان های مهران(قلاویزان و...) -

و اینبار عشق مرا صدا زده بود و من برای پیدا كردن صاحب این صدا راهی سفر عشق شدم .

سفری كه تنها خدا می دانست ابتدا و انتهایش چیست و كجاست  .

اما هر سفری توشه می خواهد و تنها توشه ی من برای این سفر قرآن و خاطرات شیرین پدر بود ؛ خاطراتی كه هر لحظه عطشم را برای شنیدن مجدد آنها چندین برابر می كرد .

با رد شدن از زیر قرآنی كه در دست های مهربان مادر بود و خنده ها و بوسه های دلنشین پدر ، مسافر سفر عشق شدم .

هر چه از خانه و شهر دورتر می شدم سیاهی جاده ها و كوه ها نمایان تر می گردید و تمام این ها مرا به یاد رو سیاهی خود می انداخت .

با خود اندیشه می كردم : آیا دست پر ، باز خواهم گشت ؟ !

نمره ی قبولی در درس عشق را خواهم گرفت ؟ !....

و باور اینكه در حال رفتن به دیار پاكبازی و دلدادگی هستم بس سخت و دشوار بود اما كم كم آسوده خاطر گشتم كه رویا نیست و همه چیز عین واقعییت است .

سال ها بود انتظار چنین روزی را داشتم .

هر بار كه پدر برایم از آنجا می گفت ، اشتیاقم برای رفتن دو چندان می شد .

مدام حرف هایش را برای خود مجسم می نمودم اما " شنیدن كجا و دیدن كجا " ؟ ! ...

چشم باید محو شود تا دل بازنده ی این زیبایی ها گردد ؛ زیبایی فردوسی كه مردان دهه ی 60 ، هچون گنج در سینه ی خاك های جنوب ایران ، پنهانش ساختند و تمام هدف من برای این سفر یافتن آن گنج بود .

شهرها را یكی پس از دیگری طی میكردیم و هر چه به مقصد نزدیك و نزدیك تر می شدیم ، تپش های قلبم تندتر و تندتر می شد .

چشم از منظره های بیرون بر نمی داشتم  . احساس می كردم شیشه های اتوبوس برای راحت تر دیده شدن مناظر در حال از هم پاشیدن هستند ؛ آنها هم در عین بی جانی خود ، حرف دل مرا می خواندند و می دانستند دل آشفته ام بی تاب دیار عاشقی است .

ایلام200 كیلو متر....



نوشته شده در 1392/05/28 توسط خادم شهدا
موضوع: متفرقه (شهدا،مذهبی،,وصیت نامه شهدا،اخبارو.....) -
یادت باشد سهمیه ای، دختری نیست که به ناحق صندلی مردودی های کنکور را اشغال کرده.
سهمیه ای، دختری ست که وقتی تو در کلاس های گاج و قلم چی نشسته بودی ، او در ناصرخسرو به دنبال دارو برای پدر جانبازش بود...

همان دختری که وقتی نیمه شب کنج خانه میخواست درس بخواند ،ناله های پدر روحش را خراش می انداخت ،دخترکی که روز کنکور با سرفه های پدری شیمیایی بدرقه شد ...

منبع:http://razmandehmajazi.blogfa.com/



نوشته شده در 1392/05/28 توسط خادم شهدا
موضوع: متفرقه (شهدا،مذهبی،,وصیت نامه شهدا،اخبارو.....) -
شهید هادی علی دوست:

ای جوانان نكند در رختخواب ذلت بمیرید كه حضرت علی علیه السلام در محراب عبادت شهید شد.

ای جوانان مبادا كه در غفلت بمیرید كه امام حسین علیه السلام در میدان نبرد شهید شد.

ای جوانان ، مبادا كه در حال بی تفاوتی بمیرید كه علی اكبر در راه حسین علیه السلام و با هدف شهید شد.

منبع:http://razmandehmajazi.blogfa.com/


نوشته شده در 1392/05/28 توسط خادم شهدا
(تعداد کل صفحات:4)      1   2   3   4  

مقام معظم رهبری

نویسندگان
آمار سایت
Nasr19