تبلیغات
ایلام شهری گمشده در جنگ - مطالب آذر 1392

ایلام شهری گمشده در جنگ

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

پایگاه اینترنتی نصر19 ایلام شهری گمشده درجنگ
جعبه حدیث

وصیت شهدا مهران دروازه ای به بهشت

موضوع: اشنایی با سرداران وشهیدان ایلام -
موضوع: اشنایی با سرداران وشهیدان ایلام
همرزماش گفتن كه مجید به قصد دیدارامام از جبهه چنگوله عازم ایلام بوده كه در بین راه توسط گروه فُرسان (گروهی از منافقین كه پس از به شهادت رساندن هر نفر یك گوش او را میبریدن تا در قبال آن جایزه دریافت كنن.) كمین خورده و به شهادت رسیده.
شهیدی که نظر امام حسین(ع) شد

به گزارش ایلام فردا،شهید مجید کشکولی در دهم خرداد ماه سال 1341 در میان خانواده ای متوسط و مذهبی در روستای ریکا صالح آباد چشم به جهان گشود.

 وی تحت حمایت و تربیت خانواده اش از همان سن کودکی اسلام عزیز را در قلبش جای داد و کودکیش را با شرکت در مجالس محدود و کوچک زادگاهش گذرانید.

در سن شش سالگی به مدرسه رفت و تحصیلات ابتدایی را در روستای ریکا گذرانید ، دوره راهنمایی مصادف شد با مهاجرت خانواده اش به ایلام ، دوره راهنمایی را در مدارس ایلام و سپس با وارد شدن به دبیرستان مصادف شد.

 با شروع انقلاب شکوهمند ایران اسلامی ، در تظاهرات و درگیری ها شرکت شرکت فعالانه داشت و دوستانش را نیز تشویق به شرکت در مبارزات می نمود .

 او در دبیرستان با معلمان انقلابی و متعهد و دانش آموزان انقلابی تماس می گرفت و با شور و اشتیاق فراوان در مجالس مذهبی شرکت می نمود .

 وی امورات دنیوی را در مقابل معنویات صفر می دانست و همیشه خویش را در قید و بندهای این دنیای رها می ساخت .

در سال 60 به استخدام بنیاد شهید ایلام در آمد و بعنوان خدمتگذاری مخلص تسلای خانواده های شهداء بود .

 ذکر این نکته لازم است که او خودش نیز از خانواده شهداء محسوب می شد و تنها برادرش (عزیز) در اوایل جنگ در یک درگیری در منطقه مهران به شهادت رسید بود .

در سال 61 ازدواج نمود و ثمره ازدواجش یک پسر بنام محمد است .

شهید کشکولی مدتی را که در بنیاد شهید مشغول خدمت بود، احساس می نمود باید رفت و انتقام خون عزیزان را از دشمن گرفت به همین خاطر به عضویت سپاه پاسداران درآمد و با توجه به اینکه قبلاً آموزش نظامی را دیده بود به جبهه مهران سپس چنگوله و کردستان رفت.

فاتح عملیاتهای والفجر5 در چنگوله ، والفجر3 در مهران ، والفجر9 در کردستان و سپس کربلای 1و2 در مهران بود و بحدی خدماتش ارزنده بود و چشمگیر بود که از طرف فرماندهی به معاونت فرماندهی گردان ابوذر ارتقاء یافت .

 مدتی را بعنوان مربی تخریب در آمد؛ علیرغم اینکه مسئولین سپاه گاهی اوقات وی را به فرماندهی پایگاه های مقاومت برمی گزیدند اما روح بزرگ و سرشار از معنویت او آرام نمی گرفت و خدمت در خط مقدم و جبهه و سخت ترین شرایط را برجای امن ترجیح می داد؛ تا اینکه خفاشان شب پرست حزب شیطان در شبانگاه مورخ 20/7/65 در یک رویارویی نابرابر وی را به شهادت رساندند و روح پرفتوحش به ملکوت اعلی پیوست .

مجید، نذر امام حسین(ع)

مادر شهید کشکولی نحوه شنیدن خبر شهادت فرزندش را اینگونه بیان می کند:

شب اربعین حسینی بود؛نذری درست كرده بودم؛ قرار بود برای پخش نذری مجیدهم بیاد كمك كارم شود اما از مجید خبری نبود.

 شب اربعین به صبح رسید و بازم از مجیدخبری نشد؛ خیلی بیتاب شده بودم.

 می دونستم كه خبری شده. روز اربعین شروع به تقسیم نذری كردم و همچنان چشم به راه مجید بودم. تا اینكه باز برادران سپاه اومدن و خبر شهادت پسر دیگرم، "مجید"، رو برام آوردن و گفتن كه مجید به درجه رفیع شهادت نائل شده.

 من هم صلوات فرستادم و از این خبر استقبال كردم.

همرزماش گفتن كه مجید به قصد دیدارامام از جبهه چنگوله عازم ایلام بوده كه در بین راه توسط گروه فُرسان (گروهی از منافقین كه پس از به شهادت رساندن هر نفر یك گوش او را میبریدن تا در قبال آن جایزه دریافت كنن.) كمین خورده و به شهادت رسیده.

 فهمیدم كه امام حسین(ع) نذرمو قبول كرده.در این درگیری علاوه بر مجید كشكولی شهید مجید رحیمی از بچه های ملكشاهی نیز به
شهادت رسیدند.

فرازی از وصیت نامه شهید مجید کشکولی:

‏با سلام و درود فراوان و رحمت خداوند تبارک و تعالی بر امام عصر حضرت بقیه الله اعظم صاحب الامر مهدی موعود (عج) و نائب برحقش امام خمینی (روحی له الفدا،) ازعاشورای گرم و خون بار حسین تا کربلای پر از خون حسینیان زمان کربلای خون رنگ ایران.

قلم کوتاه و زبان قاصر. نمی دانم، چگونه فکر کنم که به این از خدا بی خبران بفهمانم که به خدا ایمان داشته باشید و دست از این توطئه های شوم و آمریکایی بردارید و به سوی خدا هجرت کنید و با خداوندتان به عبادت برخیزید، که خداوند در آیه ۰ ا و ا ا سوره ی صف به آن اشاره فرموده است و انسان را به سه هدف اصلی، که آن دارا بودن تقوا و ایمان به خدا و جهاد در راه خدا با جان و جهاد با مال که این سه هدف اصلی است، اگر دانسته باشید.

گر چه شما مردانی با خرد و آگاه باشید، مردان مؤمن که در راه خدا جهاد می کنند و با دشمن اسلام ستیزمی کنند و ایثارگری ها و از خودگذشتگی ها، در معرکه از خود نشان می دهند، راهی است که به شما مردانی که کبر و غرور می ورزید، نشان می دهد که یک لحظه به خود آیید و به خود فکر کنید که امیرالمؤمنین می فرماید: « ای کسی که چیزی گم کرده اید و دنبال آن چیز می گردید برو خودت را پیدا کن. اول تو خودت را گم کرده ای و خودت را هنوز نیافته ای ».

‏من در اینجا به امت حزب الله و عزیزان رزمنده که در راه خدا با این منافق ها به ستیز برخاسته اند، هشدار می دهم که امام را تنها نگذارید و به اسلام و خون شهیدان پای بند باشید.

 به خدا قسم طبق همان آیه که در سوره صف آمده است، من آنچه را گفتم به انجام خواهم رساند و تا آخرین لحظه مقاوم و استوار خواهم ایستاد و طبق کلام مولا علی، سرم را به خدا عاریه خواهم داد و دندان روی دندان گذاشته و قرص و محکم چون کوه استوار، درمقابل حوادث ایستاده و هرگز حرکت نخواهم کرد و از زرق و برق تانک و توپ دشمن نخواهم هراسید و تا آخرین لشکر دشمن نابود نشود، ایمن نخواهم بود و تا به شهادت نرسم دست بردار نیستم.

عزیزان به خدا قسم این راه را کور کورانه و از روی جهل و نادانی انتخاب نکرده و از روی هوای نفس نبوده است، بلکه به خاطر رضای خدا و احیا نمودن احکام اسلام وجاری نمودن احکام شرع اسلام بوده است.

‏مادر! می روم تا در کربلای حسین (ع) به شهادت برسم و بر زمین سجده کنم و خاک پاک کربلا را ببوسم و به ندای حسین زمان لبیک بگویم و به مقام والای انسانیت برسم، که خواست خداوند متعال می باشد.

منبع:وبلاگ ره عشق



نوشته شده در 1392/09/19 توسط خادم شهدا
موضوع: اشنایی با سرداران وشهیدان ایلام -
موضوع: اشنایی با سرداران وشهیدان ایلام
همرزماش گفتن كه مجید به قصد دیدارامام از جبهه چنگوله عازم ایلام بوده كه در بین راه توسط گروه فُرسان (گروهی از منافقین كه پس از به شهادت رساندن هر نفر یك گوش او را میبریدن تا در قبال آن جایزه دریافت كنن.) كمین خورده و به شهادت رسیده.
شهیدی که نظر امام حسین(ع) شد

به گزارش ایلام فردا،شهید مجید کشکولی در دهم خرداد ماه سال 1341 در میان خانواده ای متوسط و مذهبی در روستای ریکا صالح آباد چشم به جهان گشود.

 وی تحت حمایت و تربیت خانواده اش از همان سن کودکی اسلام عزیز را در قلبش جای داد و کودکیش را با شرکت در مجالس محدود و کوچک زادگاهش گذرانید.

در سن شش سالگی به مدرسه رفت و تحصیلات ابتدایی را در روستای ریکا گذرانید ، دوره راهنمایی مصادف شد با مهاجرت خانواده اش به ایلام ، دوره راهنمایی را در مدارس ایلام و سپس با وارد شدن به دبیرستان مصادف شد.

 با شروع انقلاب شکوهمند ایران اسلامی ، در تظاهرات و درگیری ها شرکت شرکت فعالانه داشت و دوستانش را نیز تشویق به شرکت در مبارزات می نمود .

 او در دبیرستان با معلمان انقلابی و متعهد و دانش آموزان انقلابی تماس می گرفت و با شور و اشتیاق فراوان در مجالس مذهبی شرکت می نمود .

 وی امورات دنیوی را در مقابل معنویات صفر می دانست و همیشه خویش را در قید و بندهای این دنیای رها می ساخت .

در سال 60 به استخدام بنیاد شهید ایلام در آمد و بعنوان خدمتگذاری مخلص تسلای خانواده های شهداء بود .

 ذکر این نکته لازم است که او خودش نیز از خانواده شهداء محسوب می شد و تنها برادرش (عزیز) در اوایل جنگ در یک درگیری در منطقه مهران به شهادت رسید بود .

در سال 61 ازدواج نمود و ثمره ازدواجش یک پسر بنام محمد است .

شهید کشکولی مدتی را که در بنیاد شهید مشغول خدمت بود، احساس می نمود باید رفت و انتقام خون عزیزان را از دشمن گرفت به همین خاطر به عضویت سپاه پاسداران درآمد و با توجه به اینکه قبلاً آموزش نظامی را دیده بود به جبهه مهران سپس چنگوله و کردستان رفت.

فاتح عملیاتهای والفجر5 در چنگوله ، والفجر3 در مهران ، والفجر9 در کردستان و سپس کربلای 1و2 در مهران بود و بحدی خدماتش ارزنده بود و چشمگیر بود که از طرف فرماندهی به معاونت فرماندهی گردان ابوذر ارتقاء یافت .

 مدتی را بعنوان مربی تخریب در آمد؛ علیرغم اینکه مسئولین سپاه گاهی اوقات وی را به فرماندهی پایگاه های مقاومت برمی گزیدند اما روح بزرگ و سرشار از معنویت او آرام نمی گرفت و خدمت در خط مقدم و جبهه و سخت ترین شرایط را برجای امن ترجیح می داد؛ تا اینکه خفاشان شب پرست حزب شیطان در شبانگاه مورخ 20/7/65 در یک رویارویی نابرابر وی را به شهادت رساندند و روح پرفتوحش به ملکوت اعلی پیوست .

مجید، نذر امام حسین(ع)

مادر شهید کشکولی نحوه شنیدن خبر شهادت فرزندش را اینگونه بیان می کند:

شب اربعین حسینی بود؛نذری درست كرده بودم؛ قرار بود برای پخش نذری مجیدهم بیاد كمك كارم شود اما از مجید خبری نبود.

 شب اربعین به صبح رسید و بازم از مجیدخبری نشد؛ خیلی بیتاب شده بودم.

 می دونستم كه خبری شده. روز اربعین شروع به تقسیم نذری كردم و همچنان چشم به راه مجید بودم. تا اینكه باز برادران سپاه اومدن و خبر شهادت پسر دیگرم، "مجید"، رو برام آوردن و گفتن كه مجید به درجه رفیع شهادت نائل شده.

 من هم صلوات فرستادم و از این خبر استقبال كردم.

همرزماش گفتن كه مجید به قصد دیدارامام از جبهه چنگوله عازم ایلام بوده كه در بین راه توسط گروه فُرسان (گروهی از منافقین كه پس از به شهادت رساندن هر نفر یك گوش او را میبریدن تا در قبال آن جایزه دریافت كنن.) كمین خورده و به شهادت رسیده.

 فهمیدم كه امام حسین(ع) نذرمو قبول كرده.در این درگیری علاوه بر مجید كشكولی شهید مجید رحیمی از بچه های ملكشاهی نیز به
شهادت رسیدند.

فرازی از وصیت نامه شهید مجید کشکولی:

‏با سلام و درود فراوان و رحمت خداوند تبارک و تعالی بر امام عصر حضرت بقیه الله اعظم صاحب الامر مهدی موعود (عج) و نائب برحقش امام خمینی (روحی له الفدا،) ازعاشورای گرم و خون بار حسین تا کربلای پر از خون حسینیان زمان کربلای خون رنگ ایران.

قلم کوتاه و زبان قاصر. نمی دانم، چگونه فکر کنم که به این از خدا بی خبران بفهمانم که به خدا ایمان داشته باشید و دست از این توطئه های شوم و آمریکایی بردارید و به سوی خدا هجرت کنید و با خداوندتان به عبادت برخیزید، که خداوند در آیه ۰ ا و ا ا سوره ی صف به آن اشاره فرموده است و انسان را به سه هدف اصلی، که آن دارا بودن تقوا و ایمان به خدا و جهاد در راه خدا با جان و جهاد با مال که این سه هدف اصلی است، اگر دانسته باشید.

گر چه شما مردانی با خرد و آگاه باشید، مردان مؤمن که در راه خدا جهاد می کنند و با دشمن اسلام ستیزمی کنند و ایثارگری ها و از خودگذشتگی ها، در معرکه از خود نشان می دهند، راهی است که به شما مردانی که کبر و غرور می ورزید، نشان می دهد که یک لحظه به خود آیید و به خود فکر کنید که امیرالمؤمنین می فرماید: « ای کسی که چیزی گم کرده اید و دنبال آن چیز می گردید برو خودت را پیدا کن. اول تو خودت را گم کرده ای و خودت را هنوز نیافته ای ».

‏من در اینجا به امت حزب الله و عزیزان رزمنده که در راه خدا با این منافق ها به ستیز برخاسته اند، هشدار می دهم که امام را تنها نگذارید و به اسلام و خون شهیدان پای بند باشید.

 به خدا قسم طبق همان آیه که در سوره صف آمده است، من آنچه را گفتم به انجام خواهم رساند و تا آخرین لحظه مقاوم و استوار خواهم ایستاد و طبق کلام مولا علی، سرم را به خدا عاریه خواهم داد و دندان روی دندان گذاشته و قرص و محکم چون کوه استوار، درمقابل حوادث ایستاده و هرگز حرکت نخواهم کرد و از زرق و برق تانک و توپ دشمن نخواهم هراسید و تا آخرین لشکر دشمن نابود نشود، ایمن نخواهم بود و تا به شهادت نرسم دست بردار نیستم.

عزیزان به خدا قسم این راه را کور کورانه و از روی جهل و نادانی انتخاب نکرده و از روی هوای نفس نبوده است، بلکه به خاطر رضای خدا و احیا نمودن احکام اسلام وجاری نمودن احکام شرع اسلام بوده است.

‏مادر! می روم تا در کربلای حسین (ع) به شهادت برسم و بر زمین سجده کنم و خاک پاک کربلا را ببوسم و به ندای حسین زمان لبیک بگویم و به مقام والای انسانیت برسم، که خواست خداوند متعال می باشد.

منبع:وبلاگ ره عشق



نوشته شده در 1392/09/19 توسط خادم شهدا
موضوع: نگارخانه -متفرقه (شهدا،مذهبی،,وصیت نامه شهدا،اخبارو.....) -
«شهید سید وسام محسن شرف الدین» معروف به «سید نصر‌الله» که پنجشنبه شب گذشته در حومه دمشق
به شهادت رسید هنگام دفن لبخند زد و در کنار شهدای شیعه ای ثبت شد که پیش از این مصداق این جمله شده بودند
که "شهید نظر می کند به وجه الله" ... شهدایی نظیر «علی المؤمن» جوان وارسته بحرینی٬ «حبیب لک زایی»
سردار رشید سیستانی٬ «محمدرضا حقیقی»٬ «حسن تقی‎پور گلسفیدی» و «رضا قنبری» از دلاوران جنگ تحمیلی.
شهدایی که هنگام دفن لبخند زدند

به گزارش ایلام فردا به نقل از ابنا؛ 17 سال، 20 سال، پُر پُرش 25 سال، سن و سال جوان هایی

 بود که درس و مدرسه و دانشگاه را نیمه کاره رها می کردند و راهی جبهه ها می‎شدند. وصیت

 نامه هایشان را که می خوانی، گویا با چهل ساله هایی طرفی که دیگر چم و خم روزگار را یاد گرفته اند

 و بعد از یک راه طی شده ـ به قول آوینی ـ، نشسته اند وصیت نامه نوشته اند.

راه این شهدا همچنان ادامه یافت و مردم کشورهایی همچون بحرین٬ سوریه و لبنان برای رسیدن

 به عزت و آزادگی جان‎ها بر کف دست‎هایشان گرفتند و جنگیدند.

راه شهادت هنوز هم بسته نشده و چه بسیار شیردلانی در توطئه‎های تروریستی کوردلان

در همین سرزمین مادری‎مان به معنای واقعی "عاقبت به خیری" رسیدند.

در این بین٬ شهدایی بودند که هنگام دفن٬ لبخندی بر این دنیای فانی زدند و به لشگر سید

و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) پیوستند. ما نیز نتوانستیم به سادگی از کنار این موضوع گذر کنیم.

شهید اول: «حسن تقی‎پور گلسفیدی»

فرازهایی از وصیتنامه این شهید: خیلی دوست دارم در مراسم و مجالسی که به خاطرم برگزار می نمایید،

 نوحه ی ابی عبدالله الحسین(ع) و روضه ی آن حضرت را بخوانید تا ملت منقلب و مسلمان به خاطر آن حضرت بگریند

و دیگر آن که می خواهم در کنار دیگر یارانم در بهشت تازه آباد سلمانشهر آرام گیرم و با آنان تجدید بیعت نمایم

 و ضمناً به مدت دوازده روز روزه بدهکار هستم. لطفاً برایم آن ها را به جا آورید. همچنین نماز قضا بسیار دارم،

 اگر لازم باشد برایم انجام دهید. از مال دنیا چیزی ندارم، ولی اگر احیاناً مالی است که اکنون به خاطر ندارم،

 از خانواده  تقاضا می کنم تا آن ها را در راه خدا انفاق کنند تا در آن دنیا با دست خالی از مادیات

 به دیدار پروردگارم بروم و خدای ناکرده چیزی مرا به خودش وابسته نگرداند.
پنج شنبه بیست و یکم مردادماه 1361 اهواز – پایگاه شهیدبهشتی – تیپ کربلا – گردان علی ابن ابی طالب(ع)

 – گروهان یکم

شهید دوم: محمدرضا حقیقی

این شهید شب 21 بهمن 1364 یعنی در هفتمین سالگرد انقلاب اسلامی، در تركیب گردان كربلای اهواز در

عملیات والفجر 8  فاو شركت کرد و سرانجام درهمین عملیات در ساحل فاو به شهادت رسید. پیكر مطهرش

 پس از چند روز كه در سرد خانه نگهداری شد به اهواز انتقال یافت و طی مراسمی با حضور خانواده و جمعی

 از مردم تشییع و در بهشت آباد اهواز در آغوش خاک آرام گرفت.

شهید سوم: شهید رضا قنبری

این شهید 19 دی ماه سال 65 در عملیات كربلای 5 درحالی که در شلمچه تیربارچی بود،

 پس از اصابت تیری به قلبش در دم به شهادت رسید.

فرازهایی از وصیتنامه این شهید: اگر تكه تكه هم بشوم دست از دین اسلام بر نمی دارم.

 بخدا قسم از من حقیر بشنوید مال این دنیا هیچ ارزشی ندارد و هیچ بهانه و دلیلی برای

شركت نكردن در جنگ را ندارید. ولی حب دنیا و سستی ایمان نمیگذارد شما بسوی خدای خود بشتابید.

بترسید از اینكه هر هفته نامه اعمال ما دو مرتبه پیش امام زمان (عج) باز می شود. نكند خدای ناكرده امام زمان (عج)

از دست ما ناراحت و شرمنده شود. مگر خون شما از خون امام حسین (ع) و یارانش رنگین تر است و یا از آ نان معصوم ترید.

در راه اسلام شهید شدند تا این آزادی را برای شما بدست آورند. بیایید لااقل اگر ایمان ندارید آزاد مرد باشید.

نگذارید كه دشمن به خاك و ناموس شما تجاوز كند. قرآن می فرماید: هر كس خود را شناخت خدای خود را شناخته است.

 بیایید فكر كنید و ببینید كه هستید،از كجا آمده اید و به كجا خواهید رفت.

شهید چهارم: علی المؤمن

مهندس شهید "علی المومن " جوان پاک باخته بحرینی که سلحشورانه در میدان دفاع از حق و حقیقت قدم نهاد

 و  جان پاکش را در این راه فدا کرد.

نیروهای رژیم آل‎خلیفه در حال هجوم به جمعیت تحصن کننده در میدان "لؤلؤه"  بودند که شهید علی المومن

 نجات جان زنان مستقر در میدان٬ خود را سپر تهاجم نمود.

شهید پنجم: حبیب لک زایی

سردار بی ادعا و گمنام زمین و نام آَشنای آسمانی‌ها، در 25 مهر ماه 1391 در مأموریت کاری و در لباس

سبز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در بیمارستان بعثت نیروی هوایی ارتش مصادف با سالروز شهادت

حضرت امام جواد(ع) و در سومین سالگرد شهادت سرداران شهید نورعلی شوشتری و شهید رجب‏علی محمدزاده ـ

که به تعبیر سردار شهید لک‏زایی شهدای وحدت، امنیت و خدمت بودند ـ به فیض شهادت نائل شد و در سایه

 سپیدارهای ملکوت آرمید.

از مهم‎ترین مسوولیت‎های این شهید می‎توان به "تک تیرانداز گردان کمیل لشکر 41 ثارالله در دشت عباس"٬ "

حضور در جبهه با سپاه حضرت رسول(ص)"٬ "تلاش فراوان برای جذب و اعزام نیرو به جبهه"٬ "تک تیرانداز

گردان 409 لشکر 41 ثارالله(ع) در جنوب اهواز"٬ "مسئول اکیپ گشت پایگاه زابل"٬ "مسئول بسیج پایگاه زابل

در سال 61"٬ "فرمانده حوزه مقاومت نجف اشرف بخش مرکزی زابل در سال 63"٬ "مسئول ستاد گردان

لشکر 41 ثارالله در جنوب شلمچه در سال 66"٬ "کمک فراوان به سیل‌زدگان زابل در سال‌های 69 و 70"٬ "نقش

تعیین‌کننده در عملیات نصر 3 در مقابله با اشراری که اموال عمومی سنگین را در سال 70 از منطقه دزدیده بودند"٬ "

فرمانده سپاه زابل از سال 69 تا 79
معاون هماهنگ کننده منطقه مقاومت سیستان و بلوچستان از سال 79 تا 86"٬ "جانشین فرمانده منطقه مقاومت

و جانشین فرمانده سپاه سلمان از سال 87 تا هنگام شهادت" اشاره کرد.

شهید ششم: سید وسام شرف الدین

«شهید سید وسام محسن شرف الدین» معروف به «سید نصر‌الله» از جمله نیروهای لبنانی بود که برای دفاع

از حرم حضرت زینب(س) و مردم مظلوم سوریه عازم این کشور شد.

این شهید سرانجام روز پنجشنبه هفتم آذرماه 92 در حومه دمشق به شهادت رسید.

 

 منبع:وبلاگ ره عشق



نوشته شده در 1392/09/19 توسط خادم شهدا
موضوع: اشنایی با سرداران وشهیدان ایلام -


ای قلم از قدرتی غالب بگو 

از علی بن ابی طالب بگو 

از علی مرد سیاست ، مرد دین

از علی تنها ترین مرد زمین

بیعت ما دوستان عین ولاست

زاده ی زهرا علی روح خداست 

عده ای از همرهان جاهل شدند

در حمایت از علی کاهل شدند

خاک شهر کوفه بر سرهایتان

پس چه شد ایمان و باورهایتان

پشت بر مولای زهرا کرده اید 
هیچ و شرم ، از این شهیدان کرده اید

حرفی از اعماق ایمان می زنم

با لب و حلق شهیدان میزنم

سامری ها با قلم بت ساختند

فتنه در دامان دین انداختند

مکر داخل کفر خارج را ببین

رونق کار خوارج را ببین

دین فروشان قلعه در باور زدند

یک به یک پشت قلم اردو زدند

با اساس دین تسامح می کنند

پای ارزش ها تساهل می کنند

هدیه بر رقاصه ها واجب نبود

قدر عالم کمتر از مطرب نبود

تا که گردد فتنه و آشوب کم

جبهه ای ها باز باهم هم قسم

نائب مهدی ولی داریم و بس

شیعیان سید علی داریم و بس

منبع :پایگاه شهید رجایی سرابله


   نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1392  توسط خادم گمنام 
دلنوشته



موضوع: اشنایی با سرداران وشهیدان ایلام

وبلاگ کهره مطهر(پایگاه شهید مطهری کهره هلیلان)نوشت:

شهید فریدون زارع :    

در مورخ1345/06/06در یک خانواده کم بضاعت و مذهبی در کهره هلیلان چشم به دنیا گشودند . پدر مرحوم ایشان به شغل آسیابان مشغول بودند و در آن زمان در آسیاب سنتی که در کهره داشتند گندم های مردم را در جهت تامین امرار و معاش آنها تبدیل به" آرد  می کردند و در عوض به میزان هر مقدار گندمی که تبدیل به آرد می شد یک پیمانه آرد تحوبل می گرفتند. شهید فریدون زارع به دلیل فقر مالی و کثرت خانواده در کنار پدرش در همان آسیاب که در زبان محلی ما (( مکینه )) نام داشت فعالیت می کردند و سختی کار و تلاش شبانه روزی باعث شد که نتوانند به تحصیلات خود ادمه دهند و پس از اخذ مدرک دوم راهنمایی  تحصیل را رها و به پدر و در راستای تامین خرجی خانواده و برادرانش کمک می کند .

 

 

 

تاریخ اعزام : در همانهای سالهای جبهه و جنگ به دلیل علاقه زیاد به امام(ره) و انقلاب با اجازه پدر و مادش در تاریخ 12/11/1365 به جبهه های نبرد علیه باطل اعزام می شوند . در ابتدا ایشان در تیپ نبی اکرم (ص) کرمانشاه خدمت می کنند که پس از مدتی و طی آموزشهای کامل به منطقه جنوب اعزام می شوند . و در عملیات کربلای 5 حضور می یابند . که در همین عملیات به درجه رفیع شهادت نائل می آیند .

آرپی جی زن قهرمان کربلای 5 : بعد از 13 سال انتظار بالاخره برگشتی و پلاکت شروع به رقصیدن کرد

 

شهید زارع پس از به شهادت رسیدن در منطقه جنوب در عملیات کربلای 5 در سال 12/11/1365 مفقود الاثر می شوند و خانواده و همه دوستان سالهای سال به انتظار آمدنش لحظه شماری میکردند. ناله های مادر انه و خاتنواده در فراق فرزندشان  و دعاهای شبانه روزی مادر وخواهر و دوستانش بالاخره استجابت شد و پس از سالها دور ی از خانه و کاشانه و خانواده در 1379 به آغوش خانواده بر می گردند و در بهشت رضوی کهره آرام می گیرند  

شهید فریدون زارع : در تاریخ 18/4/1365 به جبهه اعزام شدند و در سن 20 سالگی در تاریخ 12/11/1365 در عملیات کربلای 5 در شلمچه به شهادت رسیدند

روحش شاد و یادش گرامی باد

منبع: دیار زاگرس سرابله



نوشته شده در 1392/09/19 توسط خادم شهدا
 ۲۷۰دانش آموزان دختر بخش مرکزی شهرستان شیروانچرداول به مناطق عملیاتی جنوب کشور اعزام شدند.
 

۲۷۰ دانش آموز دختر سال دوم متوسطه در قالب راهیان نور به مناطق عملیاتی جنوب کشور اعزام شدند.

این دانش آموزان از مناطق عملیاتی شرهانی،نقطه ایثار،پاسگاه گرمیشه ، بانروشان(قرارگاه تیپ یکم امیر المومنین ع) بازدید نمودند .در مراسم بدرقه این کاروان فرمانده سپاه ناحیه چرداول گفت:مناطق عملیاتی بازگو کننده رشادت های رزمندگان اسلام در مقابله جبهه کفر و باطل تا دندان مسلح بوده است سرهنگ علی محمد نوری افزود افزود:دانش آموزان بایستی تحفه معنوی خود را از این سفر بگیرند و به دیگران منتقل نمایند .

فرمانده سپاه در ادامه گفت: علمداران فرهنگی اردوهای راهیان نور در سراسر کشور شهیدان عبلالحمید دیالمه و سلیمان محمد خاطر ، و شهیده سیده طاهره هاشمی می باشد و دانش آموزان با شعار لبیک یا امام خامنه ای ،راهیان زیارت  سفیران بصیرت به این مناطق اعزام شدند.

برنامه های فرهنگی که در این اردو انجام گرفت:اقامه نماز جماعت ظهر و عصر در روز اول،زیارت شهید گمنام منطقه عملیاتی محرم در شرهانی ،زیا رت شهید گمنام نقطه ایثار،ارائه روایتگری توسط راویان مناطق عملیاتی ،اقامه نماز جماعت مغرب و عشاءدر روز اول،اجرای نمایش حراجی توسط گروه هنری دهلران در اردوگاه سیدالشهداء، اجرای مراسم سوگواری به مناسبت شهادت حضرت رقیه به روایتی در اردوگاه،پخش فیلم قلاده های طلا برای دانش آموزان،برگزاری زیارت عاشورا بعد از اقامه نماز جماعت صبح،اجرای سرود دسته جمعه دانش آموزان با نام کجایی ای شهیدان خدایی،اجرای نوحه سرایی به صورت دسته جمعی (زائران جبهه ها        

      زائران کربلا

هر دو عزیزان خیر النسا(س) هستند
          زائر به صحرای کرببلا هستند
یا زهرا(س) یا زهرا(س)...
*ای شهیدان السّلام بشنوید این یک کلام
بر روی سر هاتان سربند یا زهرا(س)
   رفتید و ما ماندیم با کوهی از غمها
یا زهرا(س) یا زهرا(س)...
 *غرق عصیان گشته ایم  دل پریشان گشته ایم
در کوله بار ما سرمایه ی آه است
         ذکر مدام ما ، اَستغفرا... است
یا زهرا(س) یا زهرا(س)...
*جان ما ، امر ولی    عشق ما سید علی
در یاری رهبر ما یارتان هستیم
  با راهیان نور ، زُوّارتان هستیم
یا زهرا(س) یا زهرا(س)...
*راه ما راه شما    میرسد بر کربلا
آن کربلایی که با غصّه آغشته
  در آن امام ما ، لب تشنه شد کشته
مظلوم حسین جانم...
*خواهرش بر سر زنان  مادرش نوحه کنان
غریب مادر ای ، نور دو عین من
  ای پاره پاره تن ، بی سر حسین من
مظلوم حسین جانم...
،زیارت امام زاده سید حسن ع در مهران و امام زاده علی صالح در صالح آباد،سخنرانی در مورد حجاب توسط روحانیون همراه

منبع:ره عشق



نوشته شده در 1392/09/18 توسط خادم شهدا
 ۲۷۰دانش آموزان دختر بخش مرکزی شهرستان شیروانچرداول به مناطق عملیاتی جنوب کشور اعزام شدند.
 

۲۷۰ دانش آموز دختر سال دوم متوسطه در قالب راهیان نور به مناطق عملیاتی جنوب کشور اعزام شدند.

این دانش آموزان از مناطق عملیاتی شرهانی،نقطه ایثار،پاسگاه گرمیشه ، بانروشان(قرارگاه تیپ یکم امیر المومنین ع) بازدید نمودند .در مراسم بدرقه این کاروان فرمانده سپاه ناحیه چرداول گفت:مناطق عملیاتی بازگو کننده رشادت های رزمندگان اسلام در مقابله جبهه کفر و باطل تا دندان مسلح بوده است سرهنگ علی محمد نوری افزود افزود:دانش آموزان بایستی تحفه معنوی خود را از این سفر بگیرند و به دیگران منتقل نمایند .

فرمانده سپاه در ادامه گفت: علمداران فرهنگی اردوهای راهیان نور در سراسر کشور شهیدان عبلالحمید دیالمه و سلیمان محمد خاطر ، و شهیده سیده طاهره هاشمی می باشد و دانش آموزان با شعار لبیک یا امام خامنه ای ،راهیان زیارت  سفیران بصیرت به این مناطق اعزام شدند.

برنامه های فرهنگی که در این اردو انجام گرفت:اقامه نماز جماعت ظهر و عصر در روز اول،زیارت شهید گمنام منطقه عملیاتی محرم در شرهانی ،زیا رت شهید گمنام نقطه ایثار،ارائه روایتگری توسط راویان مناطق عملیاتی ،اقامه نماز جماعت مغرب و عشاءدر روز اول،اجرای نمایش حراجی توسط گروه هنری دهلران در اردوگاه سیدالشهداء، اجرای مراسم سوگواری به مناسبت شهادت حضرت رقیه به روایتی در اردوگاه،پخش فیلم قلاده های طلا برای دانش آموزان،برگزاری زیارت عاشورا بعد از اقامه نماز جماعت صبح،اجرای سرود دسته جمعه دانش آموزان با نام کجایی ای شهیدان خدایی،اجرای نوحه سرایی به صورت دسته جمعی (زائران جبهه ها        

      زائران کربلا

هر دو عزیزان خیر النسا(س) هستند
          زائر به صحرای کرببلا هستند
یا زهرا(س) یا زهرا(س)...
*ای شهیدان السّلام بشنوید این یک کلام
بر روی سر هاتان سربند یا زهرا(س)
   رفتید و ما ماندیم با کوهی از غمها
یا زهرا(س) یا زهرا(س)...
 *غرق عصیان گشته ایم  دل پریشان گشته ایم
در کوله بار ما سرمایه ی آه است
         ذکر مدام ما ، اَستغفرا... است
یا زهرا(س) یا زهرا(س)...
*جان ما ، امر ولی    عشق ما سید علی
در یاری رهبر ما یارتان هستیم
  با راهیان نور ، زُوّارتان هستیم
یا زهرا(س) یا زهرا(س)...
*راه ما راه شما    میرسد بر کربلا
آن کربلایی که با غصّه آغشته
  در آن امام ما ، لب تشنه شد کشته
مظلوم حسین جانم...
*خواهرش بر سر زنان  مادرش نوحه کنان
غریب مادر ای ، نور دو عین من
  ای پاره پاره تن ، بی سر حسین من
مظلوم حسین جانم...
،زیارت امام زاده سید حسن ع در مهران و امام زاده علی صالح در صالح آباد،سخنرانی در مورد حجاب توسط روحانیون همراه

منبع:ره عشق



نوشته شده در 1392/09/18 توسط خادم شهدا
110نفر از دانش آموزان دختر بخش هلیلان به مناطق عملیاتی غرب کشور اعزام شدند.

به گزارش دیار زاگرس ،110 دانش آموز دختر سال دوم متوسطه در قالب راهیان نور به مناطق عملیاتی غرب کشور اعزام شدند.

این دانش آموزان از مناطق عملیاتی فتح المبین،شرهانی،نقطه ایثار ودیگر مناطق جنگی استان بازدید خواهند کرد.

در مراسم بدرقه این کاروان جانشین فرمانده سپاه ناحیه چرداول گفت:قدم به قدم مناطق عملیاتی بوسه گاه شهیدانی است كه با خون خود عزت و آبروی ابدی را به این مردم اهداء نمودند.

سرگرد پاسدار محمدحسین فولادی افزود:شما دانش آموزان باید از این سفر نهایت استفاده را برده و موجبات خودسازی را برای خود فراهم نمائید.



نوشته شده در 1392/09/13 توسط خادم شهدا
مقام معظم رهبری

نویسندگان
آمار سایت
Nasr19